السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )

39

اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )

تو بمنزلهء ستون فقرات ما و سر آمد افتخارات ما هستى ، در مركز دايره و شرافت و بزرگوارى فرود آمده و از همهء ما پيشى گرفته‌اى ، گفت : منظور از اينكه شما را جمع كرده‌ام اين است : كه ميخواهم در كارى با شما مشورت كنم و از شما در پيشرفت كار كمك بگيرم ، گفتند : به خدا قسم ، كه ما خير انديش تو هستيم و سعى خواهيم كرد كه آنچه به نظر ما صواب ميرسد در اختيار تو بگذاريم ، پيش نهاد خود را بكن تا گوش كنيم . گفت : معويه مرده است و به خدا كه مردن و از دست رفتنش بسيار بىاهمّيّت است كه در خانهء ظلم با مرگ او شكسته شد و پايه‌هاى ستم متزلزل گرديد ، از جنايات او بيعتى بود كه از مردم گرفت ، و به گمان خود عقد آن را استوار كرد ، ولى هرگز به مقصود خود نرسيد ، به خدا قسم كه كوشش‌اش بىنتيجه ماند و از مشورت ، رسوائى ديد ، فرزند خود ، يزيد شراب خوار و سرآمد تبه‌كاران را بجاى خود بنشاند كه اينك مدّعى خلافت بر مسلمين است و بر آنان حكومت مىكند بدون اينكه مسلمانان بحكومت او راضى باشند ، اين پسر با بردبارى كوتاه و دانش اندكى كه دارد يك قدم در راه حق نميتواند بردارد ، به خداوند سوگند ياد ميكنم